تبلیغات
نماز - چرا نماز می خوانیم ؟
 
نشانه بندگی

‏خداوند به عبادت ما و هیچ موجود دیگر نیاز ندارد ، زیرا « فان الله غنی عن العالمین»  خداوند از تمام جهانیان بی نیاز است . این بندگان هستند که به خداوند نیاز دارند . «یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید» ای انسان ها شما نیازمند به خداوند هستید و خداوند بی نیاز و ستوده است. بنابراین عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. پرستش و ستایش علاوه بر پر کردن خلأ تنهائی وجود انسان ، وبر آورده شدن نیاز انسان و بجا آوردن مراتب سپاس و شکر گزاری ، موجب تکامل انسانی و رسیدن به مقام قرب الهی می شود و هیچ چیزی نمی تواندجای آن را پرکند.

 

                                          

                       چرا نماز می خوانیم؟

دانشمندان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است.

اکنون می خواهیم این شبهه را پاسخ بگوییم که آیا: چیزی برتر و موثرتر از نماز در این مسیر وجود دارد؟ یا بهترین شکل و بهترین وسیله و نردبان برای رسیدن به «حقیقت» نماز است؟

هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن می‌فرماید: «کلّ قد علم صلوته و تسبیحه؛(3)تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند». در جای دیگر می‌فرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛ هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح می‌گوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».

از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟

با مروری بر آیات و روایات در می یابیم که این معجون شفا بخش نماز است که اسلام آن را وسیلة تقرّب به خدا می‌داند (الصلوه قربان کل تقیّ). نماز موجب تقرب هر انسان پرهیزکاری است.

هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از طریق نماز امکان پذیر است»(6)یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست

فواید نماز

شخصی آمد خدمت رسول خدا (ص) و از آثار ارزشمند و برکات نماز سوال کرد و عرض کرد نماز چه فایده ای دارد؟

نبی مکرم اسلام(ص) تعدادی از فایده های نماز را بر شمرد که تعدادی از آنها را می خوانیم.

1- نماز از شعائر دین است، یعنی نشانه دینداری نماز است و انسان بی نماز، بی دین است.

2- رضایت و خشنودی پروردگار در نماز است.

3- راههای انبیاء به سوی خدا نماز است.

4- نمازگزار را ملائکه خداوند دوست دارند.

5- نماز، هدایت و رستگاری است.

6- نماز ایمان است.

7- نماز نور معرفت و شناخت پروردگار است.

8- نماز باعث برکت در رزق و روزی می شود.

9- نماز باعث راحتی و آرامش بدن می شود.

10- نماز باعث باعث خشمگین شدن شیطان می شود.

نماز ظهر عاشورا

در روز عاشورا کشتارها اغلب بعد از ظهر صورت گرفت، یعنی تا ظهر عاشورا غالب صحابه ابا عبدالله و تمام بنی‌هاشم و خود اباعبدالله که بعد از همه شهید شدند، زنده بودند. فقط حدود تعدادی از یاران اباعبدالله در یک جریان تیراندازی که به وسیله دشمن انجام شد، قبل از ظهر به خاک افتادند و شهید شدند. و الا باقی افراد تا ظهر عاشورا درقید حیات بودند. مردی از اصحاب اباعبدالله یک وقت متوجه شد که الان اول ظهر است. آمد عرض کرد:یا اباعبدالله وقت نماز است و ما دلمان می‌خواهد برای آخرین بار نماز جماعتی با شما بخوانیم. اباعبدالله نگاهی کرد و تصدیق کرد که وقت نماز است. می‌گویند این جمله را فرمود: ذکرت الصلوة... جعلک الله من المصلین... امام همان جا در میدان جنگ نماز خواندند، نمازی که در اصطلاح فقه اسلامی «نماز خوف» نامیده می‌شود. نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت. یعنی انسان اگر در وطن هم باشد باز باید دو رکعت بخواند برای این که مجال نیست و آنجا باید مخفف خواند. چون اگر همه به نماز بایستند وضع دفاعی‌شان بهم می‌خورد، سربازان موظف هستند در حال نماز، نیمی در مقابل دشمن بایستند و نیمی به امام جماعت اقتدا کنند. امام جماعت یک رکعت را که خواند صبر می‌کند تا آنها رکعت دیگرشان را بخوانند. بعد آنها می‌روند پست را از رفقای خودشان می‌گیرند در حالی که امام همین طور منتظر نشسته یا ایستاده است. سربازان دیگر می‌آیند و نماز خودشان را با رکعت دوم امام می‌خوانند.

ابا عبدالله چنین نماز خوفی خواند ولی وضع اباعبدالله یک وضع خاصی بود زیرا چندان از دشمن دور نبودند. لهذا آن عده‌ای که می‌خواستند دفاع کنند نزدیک اباعبدالله ایستاده بودند و دشمن بی‌حیای بی‌شرم حتی در این لحظه هم آنها را راحت نگذاشت. در حالی که اباعبدالله مشغول نماز بود. دشمن شروع به تیراندازی کرد، دو نوع تیر اندازی: هم تیر زبان که یکی فریاد: حسین! نماز نخوان نماز تو فایده ای ندارد، تو بر پیشوای زمان خودت یزید یاغی هستی، نماز تو قبول نیست! و هم تیرهایی که از کمان‌های معمولی شان پرتاب می‌کردند. یکی دو نفر از اصحاب اباعبدالله که خودشان را برای ایشان سپر قرار داده بودند، روی خاک افتاده‌اند. یکی از آنها سعید ابن عبد الله حنفی به حالی افتادند که وقتی نماز اباعبدالله تمام شد، دیگر نزدیک جان دادنش بود. آقا خودشان را به بالین او را رساندند. وقتی به بالین او رسیدند، او جمله عجیبی گفت: «یا اباعبدالله! اَوفیتُ؟» آیا من حق وفا را به جا آوردم؟ مثل این که هنوز هم فکر می کرد که حق حسین آن قدر بزرگ و بالاست که این مقدار فداکاری هم شاید کافی نباشد. این بود نماز ابا عبدالله در صحرای کربلا.

فلسفه قیام , ركوع و سجود نماز ‏

براى توضیح این‎ ‎جواب، از كتاب آداب الصلاه حضرت امام خمینى (ره) نقل مى كنیم حضرت امام فرمودند‎: ‎بدان كه ‏اهل معرفت قیام را اشاره به توحید افعال دانند؛ چنانچه ركوع را به توحید‎ ‎صفات، و سجود را به توحید ذات اشاره دانند. ‏اما بیان آن كه قیام اشاره به توحید‎ ‎فعلى است آن است كه در خود قیام وضعا، و قرائت لفظا اشارت به آن مقام است: ‏اما این‎ ‎كه قیام وضعا اشارت به آن است این است كه در آن اشارت به قیام عبد به حق و مقام‎ ‎قیومیت حق است كه ‏آن تجلى به فیض مقدس و تجلى فعلى است و در این تجلى مقام فاعلیت‎ ‎حق ظاهر شود و همه موجودات مستهلك ‏در تجلى فعلى و مضمحل در تحت كبریاى ظهورى شود. و‎ ‎ادب عرفانى سالك در این مقام آن است كه این لطیفه ‏الهیه را به یاد قلب آورد و ترك‎ ‎تعینات نفسیه را هر چه بتواند بكند و حقیقت فیض مقدس را به قلب تذكر دهد و نسبت‎ ‎قیومیت حق و تقوم خلق به حق را به باطن قلب برساند. و چون این حقیقت در قلب سالك‎ ‎متمكن شد، قرائت او به ‏لسان حق واقع شود و ذاكر و مذكور خود حق گردد و بعضى از‎ ‎اسرار قدر بر قلب عارف كشف گردد» و انت اثنیت على ‏نفسك؛ تو همچنان كه خود را ستوده‎ ‎اى «و» و اعوذ بك منك؛ از تو به تو پناه مى برم «به بعض مراتب براى او ‏مكشوف‎ ‎شود،(1). و بعضى از اسرار صلوه را قلب عارف دریابد. و همچنین حاج میرزا جواد ملكى‎ ‎تبریزى در كتاب ‏گرانسنگ اسرار الصلوه مى فرماید: و اما قیام، حقیقت قیام عبارت از‎ ‎ایستادن در پیشگاه پروردگار براى ادائ حق ‏عبودیت و بندگى او و جلب خیرات پروردگارى،‎ ‎و انس گرفتن با او و لذت بردن به مخاطبات و گفتگوى با او در كلام، ‏و به مناجات با‎ ‎او در دعا و چاره كار براى توقف طولانى خود در روز قیامت و دفع هول و هراسى كه در‎ ‎انتظار انسان ‏هست مى باشد و مى بایست كه انسان از این كه در نماز مى بایست بر هر دو‎ ‎پا بایستد به این حقیقت پى ببرد كه ‏مسلمان باید در مقام خوف و رجائ باشد و از پایین‎ ‎افكندن سر در هنگام نماز، الزام قلب را بر تذلل و خشوع و تواضع ‏و دورى از ریاست‎ ‎طلبى و خودبزرگ بینى فهم نماید و بداند كه در فرداى قیامت او را در پیشگاه ذات اقدس‎ ‎خود ‏ایستادنى است كه چگونگى آن را این ایستادن تعیین مى كند، و لذا سزاوار است كه‎ ‎انسان آن چه در توان دارد در ‏تصحیح قیام نماز خود، بكار گیرد و بداند كه تمام‎ ‎پنهانى ها و خاطرات و ضمایرش نزد حضرت حق مكشوف و آشكار ‏است، و پروردگار حتى به‎ ‎چیزهایى كه خود از آن بى خبر است و در باطن اوست آگاه است، و لذا خیلى مراقب باشد‎ ‎كه مبادا باطنش مخالف با رضاى پروردگار باشد، و بناچار در چنین مقام خطیرى تواضع و‎ ‎فروتنى او لااقل همچون ‏تواضع در محضر سلطانى از سلاطین دنیا خواهد بود، چگونه كسى‎ ‎كه در مقابل حاكمى قرار مى گیرد مراقب تمام ‏حركات و گفته هاى خود مى باشد، كه مبادا‎ ‎سخنى بر خلاف رضاى او بر زبان آورد، و یا از معناى آن چه مى گوید، ‏غافل باشد و یا‎ ‎اشارات مخاطبات سلطان را در نیابد، و خدایى كه ملك الملوك و جبارالجبابره است هرگز‎ ‎نزد مسلمان ‏از بشرى مثل خود بى مقدارتر نخواهد بود «،(2). و اما قیام و سربرداشتن‎ ‎از ركوع، نیت انسان در انجام این عمل مى ‏بایست كه این باشد كه پس از خضوع و خشوع و‎ ‎تواضع در برابر پروردگار بحول و قوه او بر دشمنان او گردن افرازد، و ‏برترى جوید، و‎ ‎در هنگام گفتن تكبیر آن، دست ها را كه بلند مى كند از تواضع و فروتنى در مقابل‎ ‎دشمنان خدا تبرى ‏بجوید، و مستحب است كه در هنگام ركوع پشت خود را صاف نگه دارد و‎ ‎گردنش را بكشد به این نیت كه من به تو ‏ایمان آورده ام گرچه گردنم را بزنى، سپس سر‎ ‎را بلند كند به این امید كه خضوع و خشوع و تسبیح و حمدش قبول ‏درگاه الهى شده باشد،‎ ‎و با حول و قوه او بر دشمنان او غالب آید، و این امید را با این ذكر كه‎ 

بر زبان مى آورد كه» سمع الله لمن حمده؛ هر كس كه حمد و ستایش حضرت حق‎ ‎كند خداوند آن را مى شنود ‏‏«تائكید نماید. سپس خضوع و خشوعت را نسبت به پروردگار با‎ ‎گفتن این ذكر كه:» اهل الكبریا و العظمه و الجود و ‏الجبروت «زیادتر نما، به عبارت‎ ‎دیگر پس از این كه براى عبودیت و بندگى خدا قیام نمودى، این قیام اقتضا مى كند ‏كه‎ ‎براى خود در قیام به عبودیت و بندگى او حول و قوه اى ببینى با انجام رجوع تبرى به‎ ‎جویى و با این عمل او را از ‏این كه برایش در حول و قوه شریكى باشد منزه بدانى و‎ ‎اقتضاى این امر این است كه تو با اینكه در مقابل او ذلیل و ‏خاضع و خاشع هستى بر‎ ‎دشمنان او و دشمنان دوستان او بحول و قوه او برترى و تفوق داشته باشى. ‏

 



نوع مطلب : چرا های نماز، ارزش نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی